سلطان محمد مطربي سمرقندي
217
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 31 » ] [ ابن چنگى درويشعلى ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] ابن چنگى ، اسمش درويشعلى است . چنگ در خدمت والد خود به چنگ آورده ، به مضمون : « انّ فى كلّ نغمة من النّغمات الموسيقيّة سرّ من اسرار الآلهيّة » به آهنگ چنگ ، زنگ از دلهاى تنگ ارباب نام و ننگ ، بىدرنگ مىربايد . رباعى : هر نغمه كز آن شيفته خاطر باشى * سرّى است در آن واقف آن سرّ باشى تو غافل و فريادكنان ، اين نغمات * كز غفلت تن رهىّ و حاضر باشى جناب مشار اليه كسب فضايل نموده و در طريق انشا و ابداع امور بىنظير است . چنان مسموع شد كه رسالهاى ، در فن انشا ، در اسلوب احوال طوايف عالم نوشته كه مقبول طباع منشيان قمر سرعت و مترسّلان عطارد فطنت است و در وادى عملى موسيقى نيز ، تصنيفات دلجو و تأليفات نيكو دارد و از آن جمله : پيشروى است كه در آهنگ دوگاه ، به
--> ( 31 ) . درويش على چنگى فرزند ميرزا على شاعر ، موسيقىشناس و نوازندهء تاجيك نيمهء دوم سدهء دهم و نيمهء يكم سدهء يازدهم هجرى ، متخلّص به « چنگى » و يا « ابن چنگى » كه در روستاى ميانكال بخارا چشم به جهان گشود و دانشهاى زمان را در سمرقند و بخارا فراگرفت . او هنر موسيقى را نزد استادانى مانند : على دوستنايى ، خواجه جعفر قانونى ، مير مستى و حسين عودى آموخت . قانون ، نى ، كمانچه و چنگ را خوب مىنواخت و به دربار امامقلى خان اشترخانى ( 1020 - 1052 ق ) راه يافت و چنگى قانونى لقب يافت . بر بيشتر آهنگهاى خود شعر مىسرود و در سرّاجى و طرّاحى نيز ماهر بود . او چندين كتاب در زمينهء موسيقى تاليف كرد از جمله : « تحفة السرور » در دوازده فصل و رسالهء ديگر او « رسالهء موسيقى » نام دارد : تاريخ ادبيات ايران ، ريپكا ، ترجمهء كشاورزى ، ص 510 ؛ دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 386 ؛ دائرة المعارف شوروى تاجيك ، 2 / 228 ؛ مقامهاى آسياى ميانه در آهنگهاى درويش على چنگى ، ا . سيميانوف ، تاشكند ، 1946 م ؛ مجلهء صداى شرق ، 1970 م ، مقالهء « تحفهء سرورانگيز » نوشتهء عبد الكريم غنىيوف و عبد الحميد پولادى ، شمارهء 9 ، صص 129 - 132 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 393 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 601 .